رز سفيد...!

رز سفيد...!


آنقدر که به تو فکر  ميکنم ماهي به آب نه ...!
شب و روزم شده تو ...
تو شده اي شب و روزم ...
خسته ام از تمام عاشقانه هايم که
خاص ترين مخاطبش تويي..!
حتي نميدانم چرا تا اين اندازه واژگان دست و پا شکسته ام
تو را بي مهابا فرياد ميزنند...
آنقدر بي انتها ميخواهمت که دريا به من منتهي شده است ...!
داغ ديدنت را خوب بر دلم زدي...
طوري ميخوانمت که هيچ قناري براي جفتش نه ...!
پس تو چرا رخ نمي نمايي ماه شب چهارده من ؟
_____________________________

هرشب در روياهايم ...
همان هايي که من و تو ما شده ايم...
تو را رسمي و زيبا براي اولين ديدار عاشقانه مان
همراه با رزي سفيد تصور ميکنم ...
عطرت مرا سرمست تر ميکند
و من با دلبري هاي زنانه ...
همان هايي که خاص توست
سلام ميکنم ..!
لبخند ميزني و پاسخ ميدهي...!
فکر بعدش را نکن ...!
همان لبخند بار ديگر کار دلم را خواهد ساخت..!
آنقد که ديگر مخالفتي براي وصلت
کيف زرشکي ام و آيينه بغل پرشياي سفيدت نداشته باشم ...!

HamRaZ

# قسمت سوم _خواب بي تعبير...!


برچسب ها :

رز سفيد...!,رز
نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد